ویکی واژه - صفحه 87
- بستاوند
- خودصداهای برکوبشی
- همچون
- دادو
- لک ۲
- سیغ
- حلاف
- اشترگاو
- سرو بر کردن
- آژگن
- قبولی
- کبیسه
- خط انتقال همخوان
- سقط شدن
- آفتکش
- فدیه
- زمان تاوان
- وارث
- بسمه
- شیپسی
- تاسف
- فشارسنج وزنی
- باردهی متناوب
- اصلاح کردن
- بازرسی پس از پرواز
- نازک دوزی
- پیانونویسی
- اکاسیا
- صابی
- ارگبد
- مقفی
- شبکهسازی
- گرمازایی اجباری
- پرده شناس
- قطار تپ
- همیوغ شدن
- قوت غالب
- خامد
- طناف
- سازشکار
- سمط
- پسغده
- سلامت روانی
- مهمات مجاورتی
- هیئت واپایش تغییر
- ظرفیت ایستگاه
- بستار
- پهنای باند شبکه
- هدایت الکترونیکی
- دادنامه
- اصحاب
- الب
- عدیل
- مسیرنما
- سردفاع
- ذات البروج
- روز یخی
- گرم سخن
- نم ـ دمانگاشت
- چای فوری