ختان. [ خ ِ ] ( ع اِ ) خَتْنَه.( از منتهی الارب ) عمل ختنه کننده. ( از متن اللغة ). || ( اِ ) موضع قطع از شرم مرد یا زن. ( از منتهی الارب ) ( متن اللغة ). || دعوت برای ختان. ( از متن اللغة ). || آنچه در ختنه ببرند از مرد و زن. ( از مهذب الاسماء ). || ( مص ) تطهیر. ( یادداشت بخط مؤلف ). ختنه کردن. ( مصادر زوزنی ).
ختان.[ خ َ ت ْ تا ] ( ع ص ) ختنه کننده. ( از ناظم الاطباء ).
(خِ ) [ ع. ] (مص م. ) ختنه کردن.
ختنه.
ختنه، ختنه کننده، جای ختنه، آنچه درختنه ببرند
( مصدر ) ختنه کردن.
دو موضع ختان زن و مرد
ختنه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون صبر گزیدند بدی جمله درختان آن هجر چو چاهست و صبوری رسن آمد
💡 ماییم چون درختان صنع تو باد گردان خود کار باد دارد هر چند شد نهانی
💡 تا باد بهاری به سوی باغ گذر کرد بر شاخ درختان گل و نسرین که به بار است
💡 گلباغ نهانست و درختان پنهان صد سال نماید او و او خود یکسان
💡 باد چون ریگ بیابان نعمت تو بیقیاس باد چون برگ درختان لشگر تو بیشمار