پرینتر
مترادفها
چاپگر
فرهنگ معین
(پِ تِ ) [ انگ. ] (اِ. ) دستگاه خروجی رایانه که اطلاعات نوشتاری یا نگاره ای را بر سطح کاغذ یا مواد دیگر چاپ کند، چاپگر. (فره )
ویکی واژه
دستگاه خروجی رایانه که اطلاعات نوشتاری یا نگارهای را بر سطح کاغذ یا مواد دیگر چاپ کند، چاپگر. (فره)
جمله سازی با پرینتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پانچ ۳ یک خروجی را به پرینتر تلفنی سریعتر از نوار پانچ میفرستد.
💡 برای چاپ گزارشهای مهم شرکت، ما باید حتماً از یک پرینتر لیزری با کیفیت بالا استفاده کنیم تا متنها به درستی و با وضوح بالا چاپ شوند.
💡 اگر پرینتر جدید ما دچار نقص فنی شود و کاغذ را گیر بیندازد، تمام برنامههای کاری امروز در دفتر ما با مشکل و تأخیر جدی مواجه خواهد شد.
💡 او در پایان کار، فایلهای دیجیتالی را به پرینتر متصل کرد تا بتواند طرحهای هنری خود را روی کاغذهای مخصوص و با کیفیت بالا چاپ کند.