مونیتور

مترادف‌ها

نمایشگر، صفحه نمایش

فرهنگ معین

(مُ تُ ) [ انگ. ] (اِ. ) ۱ - دستگاهی در رایانه (کامپیوتر ) برای پاییدن و مشاهدة فعالیت ها در سیستم پردازشی به منظور تحلیل های بعدی، صفحة نمایش رایانه، نمایش گر. ۲ - (در مخابرات ) شخص یا سیستم ناظر بر محیط یا صحنه یا دستگاه، پایش گر. (فره ).

ویکی واژه

دستگاهی در رایانه (کامپیوتر)
برای پاییدن و مشاهدة فعالیت‌ها در سیستم پردازشی به منظور تحلیل‌های بعدی، صفحة نمایش رایانه، نمایش گر.

جمله سازی با مونیتور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سیستم‌های اسکادا برای مونیتور کردن یا کنترل فرایندهای شیمیایی، حمل و نقل، سیستم‌های آبرسانی شهری، کنترل تولید و توزیع انرژی الکتریکی و در خطوط نفت و گاز و سایر فرایندهای گسترده و توزیع یافته‌استفاده می‌شود.

💡 برای انجام کارهای گرافیکی سنگین و ویرایش ویدیوهای با کیفیت بالا، حتماً باید از یک مونیتور با دقت رنگ بسیار بالا و رزولوشن مناسب استفاده کرد.

💡 کارشناس شبکه پس از بررسی‌های طولانی، متوجه شد که مشکل اصلی از کابل اتصال مونیتور به کیس کامپیوتر در اتاق اصلی شرکت نشأت گرفته است.

💡 وقتی در حال تماشای فیلم علمی-تخیلی بودم، ناگهان صفحه بزرگ مونیتور با نورهای خیره‌کننده و تصاویر سه‌بعدی، تمام فضای اتاق را پر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران