فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) (مص م. )۱ - خراب کردن. ۲ - باطل کردن. ۳ - منحل کردن. ۴ - آمیختن. ۵ - دوستی را با کسی قطع کردن.
( ~. زَ دَ ) (مص م. )۱ - خراب کردن. ۲ - باطل کردن. ۳ - منحل کردن. ۴ - آمیختن. ۵ - دوستی را با کسی قطع کردن.
خراب کردن.
باطل کردن.
منحل کردن.
آمیختن.
دوستی را با کسی قطع کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عارفی گفت: اگر الفت عارضی بین تن و جان نمیبود، جان در تن چشم به هم زدنی درنگ نیاوردی چه بین این دو را تفاوت بسیار است.
💡 در علوم نظامی، آماد و لجستیک یعنی حفظ زنجیرهٔ تأمین با نیروهای نظامی، با وجودی که دشمن به دنبال به هم زدن آن است. در تدارکات نظامی، افسران تدارکات نحوه و زمان انتقال منابع به مکانهای مورد نیاز را مدیریت میکنند.
💡 در داستانهای اسلامی، آصف پسر برخیا یا آصِف بن بَرخیا نام وزیر، کاتب و به روایتی داماد سلیمان دانسته شده است. در تمامی روایتهایی که نام او در آنها ذکر شده است، از ارتباط او با آیه ۴۰ از سوره نمل سخن به میان آمده است. روایت مشهوری که در آن آصف بن برخیا به درخواست سلیمان تخت بلقیس ملکه سبا را در چشم به هم زدنی از سرزمین سبا به نزد سلیمان میآورد. مشهور است او اسم اعظم و علم لدنی داشته است.
💡 و اگر زمان مرگشان را قضای خداوندی تعیین فرموده بود، چشم به هم زدنی از فرط شوق به ثواب یابیم از جزای جانشان در کالبد دوام نمی آورد.
💡 درپوش ظرف حاوی آغوز در حال ترش شدن، باید به خوبی محکم وسفت شده باشد، تا ازنشت آغوز به بیرون یا نفوذ حشرات موذی به داخل آن جلوگیری شود. در چنین حالتی نیاز به هم زدن آغوز نیست ولی زمان استفاده از آن برای مخلوط شدن چربی، لخته و آب برای تهیه مخلوط یکنواخت باید هم زده شود.
💡 در همین حال لیلی در مورد ازدواج به تردید میافتد و پس از به هم زدن نامزدی با مارشال، برای تجربیات جدید راهی سن فرانسیسکو میشود.