هول در زبان فارسی به معنای ترس یا وحشت است. این واژه به طور خاص در مواقعی به کار میرود که فرد تحت تاثیر یک احساس ناامنی یا خطر قرار میگیرد. همچنین، میتواند به وضعیتی اشاره کند که در آن فرد به دلیل فشارهای روانی یا اجتماعی دچار اضطراب میشود. این واژه در ادبیات فارسی نیز کاربرد فراوانی دارد و به توصیف احساسات مختلف انسانی کمک میکند. حس هول ممکن است به دلایل مختلفی ایجاد شود. عواملی مانند مواجهه با موقعیتهای خطرناک، اخبار ناگوار، یا تجارب شخصی منفی میتوانند در بروز این احساس نقش داشته باشند. همچنین، فشارهای اجتماعی و روانی، مانند استرس در محل کار یا روابط بین فردی، نیز میتوانند فرد را به حالت هول دچار کنند. در نهایت، برخی از افراد به طور طبیعی حساستر هستند و سریعتر به محرکهای هولآور واکنش نشان میدهند.
هول
لغت نامه دهخدا
هول. [ هََ ] ( ع اِ ) ترس از کاری که راه آن دریافته نشود. ( ازاقرب الموارد ). ترس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار )( برهان ). خوف. بیم. ( برهان ). هراس. رعب. وحشت. هیبت. ( آنندراج ). مخافت. ( از اقرب الموارد )
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع. ] (اِ. ) هراس، ترس، بیم.
دادن ( ~. دَ ) (اِ. ) (عا. ) کسی را ناگهان به جلو پرت کردن.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) ترسانیدن. ۲- ( اسم ) ترس بیم:... هول مرگ وقیامت رامعاینه ساختند. خذلانی برایشان افتاد. توضیح باین معنی صفت تفضیلی هولتر آمده. توضیح ۲- فرهنگهای پارسی این کلمه را درپارسی بمعنی بلند ورفیع وراست و درست آورده اند ولی شواهدی که برای این معانی نشان داده اند میرساند که کلمه عربی است و بمعانی فوق استعمال شده ۳- ( صفت ) کار بیمناک جمع: اهوال. ۴- هایل ترساننده مهیب: چگونه هول حیوانی چوبالا در(ببالا در زبا لادر ) ژیان پیلی ( شیری ) کجاپیل ( پیلی ) ژیان زرو تا جهان باشد جهان باشد.: علامت مغرور آل بویه را بستدند و ایشان را هزیمت کردند هزیمتی هول... یا هول توی دل کسی انداختن. توی دل کسی را خالی کردن و او را ترسانیدن یا نگران و مضطرب ساختن. یا هول وتکان خوردن. ترس و اضطراب بسیار یافتن.
ناقه تیز خاطر و چالاک
جملاتی از کلمه هول
آن سکوت آن کوهسار هولناک اندرون پر سوز و بیرون چاک چاک
کسیکه باشد مجهول نام و خامل ذکر به ذکر او شود اندر جهان همه مذکور
در گنج خاور گشادند باز بدیدند هول نشیب از فراز