فرهنگ معین
( حال آمدن ) (مَ دَ ) (مص ل. ) بهبود یافتن، چاق شدن.
( حال آمدن ) (مَ دَ ) (مص ل. ) بهبود یافتن، چاق شدن.
( حال آمدن ) ( مصدر ) چاق شدن فربه گشتن. یا به حال آمدن. بهوش آمدن هوش خود را باز یافتن.
بهبود یافتن، چاق شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شناخته شدهترین نقاشی او کشاورزان را در حال کار کردن در روی زمینترسیم میکند. نقاشی او از گلههای گوسفند، به ویژه محبوب حامیان آمریکایی او بود. چنان محبوب که در حقیقت تفاوت قیمت تابلو گوسفندان در حال آمدن و رفتن افزایش یافت.
💡 در سال ۱۹۰۳–۱۹۰۴ مونک نشان داد که سبک وحشیگری (فویست) در حال آمدن است. بهدلیل رنگهای نامتعارف آنها این آثار برایش جذاب بودند. بعد از این که در سال ۱۹۰۶ این سبک خود را نشان داد، مونک بر روی بسیاری از آنها کار کرد. در طول این زمان مونک نظرات زیادی را برای این پرترهها و نقشها به خود جلب کرد. بعد از این زمان در سال ۱۹۰۷ او مجدداً توجه خود را به فیگورهای انسانی و موقعیتهای متفاوت تر جلب کرد.