هیچ کاره

لغت نامه دهخدا

هیچ کاره. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) ردی. پست. که به هیچ کار نیاید: عسیقة؛ شراب هیچ کاره بسیارآب. مصران الفار؛ نوعی از خرمای هیچ کاره. ( منتهی الارب ). || کسی که کاری و شغلی ندارد. آنکه برای کاری شایسته نیست. || کنایه از مردم ضعیف و بی اعتبار و فرومایه. ( آنندراج ):
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست.حافظ.در فکر آن دهانم و در یاد آن کمر
چون من به روزگار کسی هیچ کاره نیست.فطرت ( از آنندراج ).- امثال:
همه کاره هیچ کاره؛ کسی که صلاحیت هیچ کار ندارد و خود را داخل هر کار میکند.

فرهنگ معین

(ر یا رَ ) (ص مر. ق. ) آن که برای کاری شایسته نیست، بی کاره.

فرهنگ عمید

بیکاره، کسی که کاری از او برنیاید و به درد کاری نخورد.

فرهنگ فارسی

بیکاره، کسی که کاری ازاوبرنیایدوبدردکارنخورد
( صفت ) آنکه برای کارهای شایسته نیست بی کاره. یا هیچکار. همه کاره. کسی که صلاحیت هیچ کار ندارد و خود را داخل هر کار میکند.

ویکی واژه

آن که برای کاری شایسته نیست، بی کاره.

جمله سازی با هیچ کاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز طرب چگونه مشتاق فسرده جان زند دم که بملک شادکامی دل اوست هیچ کاره

💡 در کوی تو هر کسی به کاری ست ما هیچ کسیم و هیچ کاره

💡 چو کار من به دهان و میان اوست چه رنجم گرم فرشته اعمال هیچ کاره نویسد

💡 ای فیض عشق ورز که عشقست هرچه هست آن دل که عشق نیست درو هیچ کاره نیست

💡 ما را به منع عقل مترسان و می بیار کاین شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

💡 ببین علو مقام که پیر میکده نامم گدای عور تهیدست هیچ کاره نویسد

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز