مذعان

لغت نامه دهخدا

مذعان. [ م ِ ] ( ع ص ) ناقة مذعان؛ شتر ماده رام. ( منتهی الارب ). || منقاد. مطیع. ( فرهنگ فارسی معین ). مذعن. ( متن اللغة ): و جماعتی را به ایناس چگونه منقاد و مذعان کرد. ( جهانگشای جوینی ). اوامر و نواهی او را به طوع و رغبت منقاد و مذعان شدند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع. ] (ص. ) منقاد، مطیع.

فرهنگ عمید

آن که زود رام شود، مطیع، رام.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منقاد مطیع.

ویکی واژه

منقاد، مطی

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز