کلمات فرهنگ معین - صفحه 1
- اترار
- شمیم
- ملس
- غوک
- باد دادن
- جنده
- لباده
- جنم
- دستاران
- متکلم
- شیره
- شگفتی
- نیم دایره
- په
- شارلاتان
- سودمند
- لوز
- یک هشتم
- قنادی
- هم کت
- کشان
- ادعیه
- کمند
- رسم
- اوشاق
- سلس
- اغماض
- هفت اورنگ
- تاله
- عمایت
- مثابت
- قنینه
- مرغزار
- تحرص
- عتیقه
- کراوات
- مستعین
- سرآغاز
- اعلال
- عارفانه
- ارادت
- با اهمیت
- بیمارستان
- طلایه دار
- حق آب و گل
- دایر شدن
- مزدور
- یارا
- آتش نشانی
- جالیز
- سپوز
- ارگانوم
- نام بردار
- استحضار
- دست مایه
- موز
- کوفته
- مرصد
- دیباچه
- کوبیدن
- قلاب
- یواش
- دارالاماره
- پاییز
- بامه
- استراحت
- عجین
- فاحشه
- قرض و قوله
- آقچه
- تقلا
- آونگ
- مجال
- ورک
- کاستن
- زه
- فراهم
- لابد
- باع
- موجه
- موزه
- نکول
- بایگان
- شور
- حَ
- نخست
- الینه
- باري
- فبها
- اجلاف
- انگور
- تعلیف
- تشحیذ
- کلید
- مرز
- خانمی
- خانم
- اطیب
- مختلف
- توانگر
- آخرین
- یان
- گچ بری
- عطوف
- آفتاب مهتاب
- سراویل
- اخته کردن
- شاخ
- کارتل
- کبودی
- ساعت
- ضمیمه
- تحلیل
- تجزیه
- تحریک
- انحلال
- دگم
- افتقار
- تیموک
- قرار
- عادی
- خسارت
- ساخت و ساز
- جسور
- سختی
- بالا
- اخر
- محل
- سری
- ابله
- مرده
- محو
- خواستن
- شوخ
- حقه
- خوردن
- نتیجه
- اوباش
- مردن
- مالیدن
- میل
- ماندن
- جامعه
- اسکله
- غریب
- صارم
- باکس
- رسن
- لُر
- آنتراکت
- گون
- مفتوح
- چکش
- تکیده
- موساد
- نوشابه
- آرایشگر
- یوزپلنگ
- ماتیک
- سرخاب
- سفیداب
- ظریف
- گرگ
- ودایع
- سلحشور
- قارچ
- پس آهنگ
- متاخر
- صحبت داشتن
- شکرخواب
- تودیع
- بدلاء
- مشابهت
- زبان شناسی
- عقبی
- متعجب
- همچنین
- شبکوک
- فراخ روی
- متاعب
- منابع
- رزم آور
- عنان گرد کردن
- فرقدین
- گواهی
- خاضع
- واگفت
- مدیون
- پرداخت
- مجازات
- واژون
- الهی
- زراندود
- ناچیز
- پمپاژ
- عجوزه
- بلغاق
- انحناء
- مردانه
- ثابت
- دلجویی
- صندوق
- مقابله
- آکتور
- شوخ دیده
- لخت لخت
- گسیل کردن
- فتوحی
- تنازع
- جامه
- عشیر
- سنگلاخ
- طلعت
- کدبانو
- ظرافت
- گوسفند
- کوسه
- لسان الغیب
- منهدم
- شاه مات
- پسر
- کشکول
- آهنگر
- تحت الشعاع
- گوی
- فراخ روزی
- سلسله جنبان
- پاکیزه
- مرحمت
- برگریزان
- افسارگسیخته
- وقت
- شرور
- یکپارچه
- فلک
- صناعی
- باده
- کالبد
- وارد شدن
- مغرور
- دایناسور
- وتو
- شطرنج
- حمله
- پنگوئن
- جادوگر
- جادوگری
- جنگنده
- ببر
- ماهواره
- بی پروا
- رغبت
- طرفة العین
- رکابدار
- اشتراک
- سکسی
- اکثر
- آزادگان
- بیچاره
- درایت
- شبیر
- جوانب
- ضیافت
- خردسال
- نام برده
- مستعد
- محبت
- گشوده
- آنان
- شازده
- مجادله
- فقید
- آس و پاس
- بدجنس
- خلال
- الطاف
- وزرا
- تخصیص
- نامحسوس
- طاقه
- بازگرداندن
- نگاشته
- انوشه
- معیشت
- خنگ بید
- شرفیاب
- هم شهری
- احتراق
- تنحی
- سانتی متر
- گماشتن
- اشیاء
- سقوط
- انسجام
- ایستگاه
- بسامد
- جوشیدن
- غواص
- مذنب
- ماهیت
- بوقلمون
- ارگ
- اولیاء
- عفیف
- جوز هندی
- فلکه
- سطر
- لاینحل
- آژیده
- فرخنده
- لاینفک
- ایجاز
- رهیافت
- متقاضی
- عجر
- آموزه
- داروغه
- وارونه
- ارغوان
- دورگه
- گاوبازی
- ملخ
- سرراست
- قاف تا قاف
- آهستگی
- جدول بندی
- بسیاری
- لاف زدن
- عوضی
- شبنم
- یک لخت
- ولید
- بیوک
- گچ
- غنم
- آماق
- رذل
- گندا
- پیل
- رویش
- ضاحک
- کیک
- مهجوری
- بار خاطر
- چیره دست
- گنبد
- پرواری
- قیاس
- دراک
- نعمت
- بازگو کردن
- شیمیست
- صاحب نظر
- معیار
- برین
- عرصات
- اختیاری
- استبصار
- سها
- قرقی
- ایزد
- مادام
- عاصی
- سبزقبا
- فشنگ
- نام
- استمرار
- ضعیفه
- برک
- سرین
- حث
- مخابره
- مسترد
- فسحت
- یخ دان
- زوج
- زخم خوردن
- ژو
- گرده
- یک نواخت
- چه
- غارتگر
- ط
- پیش پا افتاده
- انفعال
- مبانی
- اصلا
- مثانه
- لیت
- همدرد
- برادر خوانده
- مواظب
- فتاح
- مطاع
- لسن
- مدهوش
- اصولاً
- تلفن خانه
- خویشتن داری
- جنازه
- واگذاشتن
- اسنه
- تابوت
- خفض
- صمصام
- الوف
- صریحاً
- تلمع
- وکالت
- کارفرما
- تشتت
- عمق
- آژان
- نایژه
- کوفتگی
- شکفته
- قاموس
- مشافهه
- متعبد
- نوپرداز
- مابعد
- مستقبل
- بلکامه
- مضموم
- ژاندارمری
- پاسگاه
- گنج فریدون
- سپس رو
- لنگرگاه
- میان بند
- میان بسته
- موازنه
- اخوان الصفاء
- شبکه
- فرکانس
- کابین کردن
- باد عقیم
- تحفه
- مصراع
- ملافه
- پای کشیدن
- لفیف
- دیرینه
- گاوآهن
- چندش
- شهد
- کیله
- خیال
- به مجرد
- صباغ
- قلمفرسایی
- علی رغم
- هفت اقلیم
- استبعاد
- نخجیر
- جلاد
- یامان
- لاله زار
- لیمویی
- سگال
- دیکته
- عماد
- یاری
- غر زدن
- گورخر
- اقوات
- همشهری
- گوارا
- اشباع
- ابن الوقت
- اولویت
- فرجام
- پیمان نامه
- کاه
- اشهد
- ریش سفید
- آگو
- عن قریب
- اجحاف
- اگزیستانسیالیست
- شهید
- محفوظ
- گسیختن
- ژنرال
- پفکی
- بسیجیده
- زوجین
- رمضان
- رفوگر
- تعبیر
- آحاد
- احتساب
- شیاطین
- عنفوان
- اینچ
- فیض
- معزول
- آوخ
- اراذل
- ضربه فنی
- کردگار
- اکابر
- پنجه
- فرا رسیدن
- قادح
- آب دست
- منامه
- اوشن
- ژولیده
- اوقاف
- شکل
- تفهم
- تبصر
- عند
- ظلمانی
- محنت
- امور
- ماه روزه
- آذر
- ابیض
- پیش نویس
- سامعه
- دندنه
- تدبر
- کلمات قصار
- پشمین
- پذیرش
- رقاب
- طویله
- مسلط
- تثبت
- متمثل
- پند گرفتن
- بخش
- مستحکم
- ترمز
- هم سنگ
- حیاط خلوت
- کثافت
- لطافت
- آهسته
- متکی
- لیمه
- ضابطه
- مار اسپند
- کفتار
- ازگیل
- گیلاس
- زیرکش
- تله
- زد
- کور
- عظما
- استجلاب
- شکیش
- زحمت
- غوامض
- بلامانع
- یار
- مثابه
- خستگی
- تبه
- ریخت و پاش
- نطفه
- انشا
- حجرات
- قصر
- نوبهاری
- قافله
- پیش رفتن
- آباده
- التماس
- لگام
- پیدایی
- غموض
- پروتکل
- پژمان
- گردن گرفتن
- نفتالین
- عهد
- پلوتن
- عوامل
- مشخص
- تعاطی
- اجنبی
- زخرف
- ستایش
- موظف
- بوسیدن
- اسفل السافلین
- پاریاب
- مسمع
- غضن
- ناخلف
- ختایی
- نقدینه
- پرواز
- مستقر
- پتک
- بزک