کلمه قایل یکی از واژههای فارسی است که در زبان نوشتاری و گفتاری به کار میرود و به معنای «معتقد به»، «معتقد بودن»، «معتقد شدن» یا «پذیرفتن» چیزی است. این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از فعل «قال» به معنای «گفتن» یا «بیان کردن» مشتق شده است، اما در فارسی معنایی فراتر و تخصصیتر یافته است. قایل بودن به معنای قبول یا پذیرش یک فرض، اصل یا حقیقت است.
تفاوت با قول و گفتن
این کلمه بیشتر به معنی «معتقد بودن» است، در حالی که «قول» به معنای «گفتار» یا «بیان» است. به عبارت دیگر، «قایل بودن» نشاندهنده یک باور یا عقیده است نه صرفاً بیان یک جمله.
ترکیبات رایج
این کلمه اغلب با فعل «بودن» یا «شدن» همراه است:
قايل بودن به چیزی (معتقد بودن)
قايل شدن به نظریهای (قبول کردن)
قایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) قائل. نعت فاعلی از قول. گوینده. ( آنندراج ). ج ِ قُوَّل و قُیَّل. ( آنندراج بنقل از منتهی الارب ). رجوع به قائل شود. || قیلوله کننده. ( غیاث اللغات ) ( منتخب ) ( از آنندراج ). چاشتگاه خسبنده. ( لغت نامه خطی بی نام متعلق به کتابخانه مؤلف ). || در عرف به معنی اقرارکننده به خطای خود. ( آنندراج ). رجوع به قائل شود.
( ی ِ ) [ ع. قائل ] (اِفا. ) سخنگو، گوینده.
گوینده، گوینده سخن، سخنگو، گوینده، گوینده سخن، سخنگو
( اسم ) ۱ - گوینده سخن سخنگو ۲ - گوینده شعر ۳ - اقرار کننده بخطای خود ۴ - معتقد بچیزی: قایل بتعدد آلهه قایل بخلائ جمع: قایلین ( قائلین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی اظهار داشتند که ارگونومی انسانی با استرالوپیتکوس پرومتئوس (که به عنوان «پای کوچک» نیز شناخته میشود) آغاز شد، یک پیشکسوت که ابزارهای دستی را از انواع مختلف سنگ ایجاد میکند، و به روشنی با توجه به توانایی آنها در انجام کارهای تعیین شده، بین ابزارها تمایز قایل است. بنظر میرسد که پایههای علم ارگونومی در چارچوب فرهنگ یونان باستان بنا شدهاست.
💡 این اصل اشاره به این باور ذهنی و عملی روانشناسان دارد که تمامی افراد جامعه حق بر خورداری از خدمات روانشناختی با کیفیت برابر را دارند و از این لحاظ نباید تفاوتی بین افراد قایل شد.