خوش عذار ترکیبی است از خوش به معنای زیبا و دلنشین و عذار که به چهره و رخسار اشاره دارد. این واژه در ادبیات فارسی برای توصیف چهرهای زیبا، شاداب و جذاب به کار میرود و معمولاً در اشعار عاشقانه و غزلیات برای ستایش معشوق استفاده میشود. همچنین، عذار گاهی به گونههای سرخ و شاداب نیز اشاره دارد که بر زیبایی و طراوت صورت تأکید میکند. این واژه امروزه کمتر در مکالمات روزمره به کار میرود، اما در ادبیات و شعر کلاسیک از اهمیت ویژهای برخوردار است. خوش عذار یک صفت ادبی و زیبا است که از ترکیب دو واژه خوش به معنای زیبا، دلپذیر و نیکو و عذار به معنی چهره، رخسار و گونه به وجود آمده است. این ترکیب زیبا در متون کهن و شعر فارسی، به ویژه در سبکهای خراسانی و عراقی، برای توصیف چهرهای زیبا، شاداب و دلربا به کار میرود. واژه عذار علاوه بر معنای کلی چهره، گاهی به گونههای سرخ و گلگون نیز اشاره دارد که بر زیبایی و طراوت صورت تأکید میکند. شاعران بزرگی همچون حافظ و سعدی از این تعبیر برای توصیف معشوق و زیباییهای ظاهری او بهره بردهاند.
خوش عذار
لغت نامه دهخدا
خوش عذار. [ خوَش ْ / خُش ْ ع ِ ] ( ص مرکب ) خوش صورت. زیباروی:
ای زال مستحاضه که آبستنی به شر
زان خوش عذار غنچه عذرا چه خواستی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
خوش صورت زیبا روی
جمله سازی با خوش عذار
💡 آن یوسف خوش عذار آمد وان عیسی روزگار آمد
💡 خواهی که شود قبول عذرت ز اشکوفه خوش عذار برگو