واژه «مرغ زبانک» که در برخی منابع با نام «زبان گنجشک» نیز شناخته میشود، به یکی از گونههای گیاهان گلدار اشاره دارد که در راسته نعناسانان قرار میگیرد. این نامگذاری به دلیل شکل خاص میوههای این گیاه انجام شده است که ظاهری باریک، کشیده و کمی نوکتیز دارند. این میوهها از نظر ظاهری شباهت زیادی به زبان پرندگان کوچک بهویژه گنجشک دارند و به همین دلیل این نام برای آن انتخاب شده است. در علم گیاهشناسی، میوه این گیاه «سامار» نامیده میشود که نوعی میوه خشک بالدار است و به کمک باد در طبیعت پراکنده میشود. در زبان عربی نیز این گیاه با نام «لسان العصافیر» شناخته میشود که دقیقاً به معنای «زبان گنجشکها» است. این نام عربی نیز مانند نام فارسی آن، برگرفته از شباهت ظاهری میوه گیاه با زبان پرندگان کوچک است. گیاه زبان گنجشک در برخی مناطق بهعنوان گیاهی زینتی یا حتی دارویی مورد توجه قرار گرفته و در طبیعت نیز بهصورت خودرو یافت میشود. ویژگی مهم این گیاه، توانایی تولید میوههای سبک و بالدار است که باعث گسترش آسان آن در محیطهای مختلف میشود. از نظر لغوی، واژه «مرغ زبانک» بیشتر یک نام عامیانه و توصیفی است که بر پایه مشاهده ظاهری شکل گرفته است. در مجموع، این اصطلاح به گیاهی اشاره دارد که نام آن از شباهت میوههایش به زبان گنجشک گرفته شده و در منابع علمی و زبانی با نامهای مختلفی شناخته میشود.
مرغ زبانک
لغت نامه دهخدا
مرغ زبانک. [ م ُ زَ ن َ ] ( اِ مرکب ) بار درختی است که به شکل زبان گنجشک شود، و آن را به تازی لسان العصافیر خوانند. ( جهانگیری ) ( برهان ). رجوع به زبان گنجشگ شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زبان گنجشک.