بی اختیار

بی‌اختیاری به معنای عدم توانایی در کنترل رفتارها و اعمال فردی است و به وضوح بیانگر حالتی است که در آن فرد بدون اراده و تصمیم‌گیری آگاهانه عمل می‌کند. این وضعیت می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد، از جمله فشارهای روانی، اضطراب، یا حتی شرایط فیزیکی خاص. در زندگی روزمره، بی‌اختیاری ممکن است به شکل‌های متفاوتی ظاهر شود، مثلاً زمانی که افراد در واکنش به یک موقعیت فوری، بدون فکر و بدون بررسی پیامدهای اقدام خود، عملی انجام می‌دهند. این نوع رفتار می‌تواند به نتایج ناخواسته و حتی زیان‌آوری منتهی شود که از آن جمله می‌توان به بروز اختلافات اجتماعی یا خانوادگی اشاره کرد. همچنین، بی‌اختیاری می‌تواند به معنای عدم وجود تفکر و تصمیم‌گیری قبلی باشد، که در این حالت فرد به سادگی از روی عادت یا به دلیل فشار محیطی، اقداماتی را انجام می‌دهد که به خوبی‌اندیشیده نشده‌اند.

مترادف‌ها

ناخودآگاه، بدون اراده

متضادها

ارادی، خوداگاه

فرهنگ معین

(اِ ) [ فا - ع. ] (ص. ) ۱ - بی اراده. ۲ - بدون فکر و تصمیم قبلی.

ویکی واژه

inconsapevole
بی اراده.
بدون فکر و تصمیم قبلی.

جمله سازی با بی اختیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر نه حسن تو بی اختیار دل بردی عنان دل که ربودی به اختیار از ما

💡 آن کامدن به کویت کرد اختیار یک ره بی اختیار گشته صد بار دیگر آید

💡 بسان چنگ بصد پرده می نهفتم راز فغان که ناله بی اختیار شد غماز

💡 وقتی موسیقی ملایم و آرام‌بخش در فضای سالن پخش شد، او بی اختیار چشمان خود را بست و برای لحظاتی در دنیای رویاها غرق شد.

💡 او در پاسخ به سوالات حساس خبرنگاران، بی اختیار لرزشی در صدای خود احساس کرد که نشان‌دهنده اضطراب و بی‌قراری شدید او در آن لحظه بود.

💡 در اثر شدت درد شدید، بیمار بی اختیار از هوش رفت و تیم پزشکی بلافاصله برای نجات جان او اقدامات لازم را در بیمارستان انجام دادند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران