لغت نامه دهخدا - صفحه 40
- شنبث
- متناد
- عدنان الموسوی
- بی دیانتی
- چقچقه
- مروچک
- غوت
- پردرخت
- چیشتان کردن
- نیم جوسنگ
- عمله تیمور
- صلامات
- دهان تنگی
- ساغر زده
- هلکین
- کوچکونجی
- قیاع
- تسبیح ساز
- جستنگاه
- هاماکر
- عیب گستردن
- براءه
- وپارای
- شهبانج
- تغالی
- ناچاری
- سوفطیون
- اچمز
- کری کلا
- کان سرخ
- مدربج
- تطبطب
- فحیص
- مفترمه
- دو ته
- میرنی
- بهت زده
- اسرامیل
- احمره
- رباوه
- پس افت
- پس کار بنشستن
- مغتمط
- جرست
- بربخی
- گاگن
- غسل زدن
- عشز
- دود البقل
- زهر نوشیدن
- اسبذ
- نانای نای
- ایتزاز
- چارزانو
- چاه مقنع
- غایب بودن
- تخبخب
- فریقه
- اصلهمام
- چهار دانگ و نیم