لغت نامه دهخدا
( ذواربعة زوایا ) ذواربعة زوایا. [ اَ ب َ ع َ ت َ زَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) و ذواربع زوایا. چهارگوش. چهارگوشه. خداوند چهار زاویه. صاحب چهارکنج.
( ذواربعة زوایا ) ذواربعة زوایا. [ اَ ب َ ع َ ت َ زَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) و ذواربع زوایا. چهارگوش. چهارگوشه. خداوند چهار زاویه. صاحب چهارکنج.
شکلی که دارای چهار زاویه است چار گوشه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب سنگهای استونهنج را از زوایای ناآشنا نشان میدهد و تداعیگر رویکرد عملگرایانهٔ ویکتوریاییها در مطالعهٔ پدیدهها است.
💡 در زوایای عدم گر بر خلافش واردیست همچنان در طی ستر نیستی مستور باد
💡 در زوایای خرابات از چنین مستان هنوز چند گویی مرد هست ار مرد هست آن مرد کو
💡 شاهی فروزان میشود شمع زوایای فلک زین شعلهها کز سوز دل شبها به گردون میکشی
💡 چرخ گوید چه کشم پیش تو درهای نجوم در زوایای ضمیر تو از این بسیار است
💡 اینترتریگوی کاندیدایی یک عفونت پوستی توسط کاندیدا آلبیکنس است که بیشتر بین چینهای بین زوایای پوستهای مجاور هم بوجود میآید.