ولایت بخشیدن

مترادف‌ها

ولایت دادن، اعطا کردن ولایت

متضادها

سلب کردن، عزل کردن

لغت نامه دهخدا

ولایت بخشیدن. [ وَ / وِ ی َ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) عطا کردن ولایت و امارت: سنجر به دارالملک ری بود، ولایت می بخشید. ( سلجوقنامه ظهیری چ خاور صص 45-46 ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) عطاکردن ولایت وامارت: (( سنجر بدارالملک ری بود ولایت می بخشید... ) )

کلمات مرتبط