پیش تخته

پیش تخته

لغت نامه دهخدا

پیش تخته. [ ت َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) تخته ای که جلو دکان دکانداران است و بر آن ترازو و غیره باشد. پیشخوان. طبله. جلوخوان. || صندوق پول کسبه و دکانداران. || جزوه کش و رحل. ( ناظم الاطباء ). || صندوق مانندی مکعب مستطیل شکل با دیواره بسیار کوتاه، قدامی مرتفعتر از خلف، و آنرا گاه جهش از خرک بزیر پای نهند چون زیرپایی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- تخته ای که جلو دکان دکانداران است و بر آن ترازو و غیره نهند پیشخوان طبله جلو خوان. ۲- صندوق پول کسبه و دکانداران. ۳- صندوق مانندی بشکل مکعب مستطیل با دیواره ای بسیار کوتاه که قسمت جلو آن مرتفعتر از قسمت خلفی است و آنرا بهنگام پرش از روی خرک زیر پا گذارند. ۴- جزوه کش رحل.

دانشنامه عمومی

پیش تخته یکی از ابزارهای ورزش ژیمناستیک است.
پیش تخته، تخته ای شیبدار است که در زیر آن فنرهایی قرار دارد و برای پرش ژیمناستیک کاران بر روی وسایلی همچون پرش از خرک استفاده می شود.
پیش تخته انواع گوناگون دارد همچون پیش تخته هفت فنره چوبی یا پیش تخته فلزی.
نگاه کنید به: یاوران ورزش[ پیوند مرده].
• ابزارهای ژیمناستیک
• صفحه های دارای پیوند مرده

جمله سازی با پیش تخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من ار ز هجو تو بیتی دو،برکسان خوانم نهند تخته دیباهمی در آغوشم

💡 با به‌وجود آمدن تخته سفید امروزه کمتر از تخته سیاه استفاده می‌شود.

💡 به چه تقصیر، چو آیینه روشن یارب تخته مشق پریشان نفسانم کردند؟

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم به دام افتاده در بهشت، جهان وین ۲، تخته سنگ تمیز و جاده‌ای به ولویل اشاره کرد.

💡 وا نشد از تختهٔ تعلیم بر رویم دری کاش اول تخته می‌کردم دکانِ خویش را

💡 به جای آنکه به تخت جلال بنشینی دریغ بود که بر تخته افتدت پیکر

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز