لغت نامه دهخدا - صفحه 831
- گوگجه
- جحنشه
- ژان چهارم
- معلهز
- مرداء
- واخ
- معتد با
- خوی گیرساز
- سبرینه
- کند نظری
- تسلیم اصفهانی
- قرامان
- حسن اطروش
- ادی شیر
- کنجینه
- ذوسبعه اضلاع
- شخشیدن
- ذوالجلال والاکر
- تغمیض
- داهی شدن
- عائشه ٔ لب جوی
- رافقه
- برمو
- ماترک
- شرف جنجال
- کابسه
- عنان وازدن
- سالرن
- جنونی هروی
- جاله
- خشاوری
- پودرها
- طوالش
- تمنا الهندی
- تیولات
- پاشنامه
- بدرنگ
- یک اندام
- نوخنه
- کتمان کردن
- ابوجعفربن رستم
- قاضی ابوالهیثم
- ترجمه نویس
- هفتق
- قرباقی
- مجلس نهادن
- محقوره
- بستناکی
- نقیله
- زربی
- رنگ و نم گرفتن
- خنظاه
- تکوثر
- تاب دیده
- کوچکام
- لبطه
- دلاوری کردن
- مرغات
- متضائل
- شاعر پیغمبر