لغت نامه دهخدا
برمو.[ ب َ ] ( اِ ) انتظار. ( برهان ). انتظار و امید و میل و خواهش. ( ناظم الاطباء ). بدمو. ( برهان ):
هست آسان رفتنم برموی سر
نزد من بسیار از برموی وصل.نورالدین مقدم.
برمو.[ ب َ ] ( اِ ) انتظار. ( برهان ). انتظار و امید و میل و خواهش. ( ناظم الاطباء ). بدمو. ( برهان ):
هست آسان رفتنم برموی سر
نزد من بسیار از برموی وصل.نورالدین مقدم.
انتظار انتظار و امید و میل و خواهش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از جنگ، کورک به خانه خود در برمو بازگشت، جاییکه همسر وی پسر دیگری بهنام کاری چارلز را در ۱۸۱۴ میلادی بهدنیا آورده بود. همسر کوک در دسامبر ۱۸۱۶، چند ماه بعد از بهدنیا آوردن کوچکترین دختر آنها سالی فالکون، درگذشت. آن در برمو رسیس به خاک سپرده شد.
💡 و با يوسف دو جوان ديگر هم، زندانى شدند. يكى از آنها گفت من در خواب ديدم كه انگور(براى شراب ) مى فشارم، ديگرى گفت من ديدم كه بر بالاى سر خود طبق نانى مى برمو مرغان هوا از آن مى خورند، اى يوسف تو ما را از تعبير آن آگاه كن كه تو را ازنيكوكاران مى بينيم.(36)
💡 پس از خدمت در ارتش، او در رود جیمز و کاناوها شرکت سرمایهگذاری نموده و به توماس جفرسون در ساختن دانشگاه ویرجینیا همکاری کرد. عمارت خانوادگی که کوک در مزرعه برمو ساخت، حالا یک ملک تاریخی ملی است.
💡 او فرزند و مونس من بود و اجر مصيبت او براى من است و گرامى داشته است مرا بر اوپروردگارى كه ولايت و اختيار بر او دارد. پس اگر من صبر و احتساب آورم، اجر مى برمو اگر بر او گريم، چون زنان نوحه گر خواهم بود كه گريه او را فائدتى نباشد.
💡 تعجب من افزون تر گرديد. از آن وقت در مورد او با ناراحتى و انديشه به سر مى برمو درباره رفتار پدرم با او فكر مى كردم، تا شب شد. پدرم عادت داشت هر شب پس ازنماز عشا مى نشست و به كارهاى مردم رسيدگى مى كرد. من نزد پدرم آمدم و در مقابلشنشستم. روى به من كرد و گفت:
💡 کوک در ۱۸۰۹ میلادی مزرعه خود را به خواهرش سالی و شوهر وی نیکولاس فالکون به فروش رسانید. او همراه با خانواده خود به مزرعه برمو که وی در بستر شمالی رود جیمز در شهرستان فلووانا در پیدمونت ساخته بود، نقل مکان کرد. همسر وی در ۱۸۰۹ میلادی پسر دیگری بهنام فیلیپ سنت جورج و دختری بهنام اِن بلاس در ۱۸۱۱ میلادی در برمو بهدنیا آورد.