رسیس

لغت نامه دهخدا

رسیس. [ رَ ] ( ع ص ) ثابت و استوار. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چیز ثابت. ( از دهار ) ( از اقرب الموارد ). || مرد زیرک خردمند. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) خبری که به صحت نرسیده باشد. || اول دوستی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || اول تب. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آغاز تب. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

۱. ثابت و استوار.
۲. خبری که درستی آن ثابت نشده باشد.

فرهنگ فارسی

ثابت و استوار یا مرد زیرک خردمند یا اول دوستی یا اول تب.

جمله سازی با رسیس

💡 آلبرت رسیس، مورخ، می‌گوید اگر انقلاب اکتبر مهم‌ترین واقعه قرن بیستم به حساب می‌آید، پس لنین نیز خوب یا بد مهم‌ترین شخصیت سیاسی آن قرن بود. وایت لنین را «بدون تردید یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ معاصر» توصیف کرده‌است و در نظر رابرت سرویس، او به‌طور معمول یکی از «بازیگران اصلی» قرن ۲۰ محسوب می‌شود. رید او را «یکی از رایج‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نمادهای قرن بیستم» می‌دانست، در حالی از دیدگاه رایان او «یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ معاصر» بود. مجله تایم لنین را به عنوان یکی از ۱۰۰ شخصیت برجسته قرن بیستم و یکی از ۲۵ نماد سیاسی برتر تاریخ انتخاب کرده‌است.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
دتر یعنی چه؟
دتر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز