لغت نامه دهخدا
ماترک. [ ت َ رَ ] ( ع اِ مرکب ) برجای مانده. آنچه مرده بجای ماند. ترکه.مرده ریگ. میراث. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مرده ریگ و میراث و ماترک در ردیف خود شود.
ماترک. [ ت َ رَ ] ( ع اِ مرکب ) برجای مانده. آنچه مرده بجای ماند. ترکه.مرده ریگ. میراث. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مرده ریگ و میراث و ماترک در ردیف خود شود.
(تَ رَ ) [ ع. ] (اِ. ) میراث، آنچه که از شخص مرده به جا می ماند
اموالی که از مرده باقی مانده باشد، ارث.
آنچه بجامانده، اموالی که ازمرده باقی مانده باشد
( اسم ) آنچه که از کسی ( مخصوصا مرده ) بجای مانده.
برجای مانده میراث
رجوع شود به:ارث
میراث، آنچه که از شخص مرده به جا میماند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوّت جان قافیه قل هو مرهم عقل میم ماترکوا
💡 فتحعلی شاه قاجار در ۱۲۲۱ ق، داخل رواقها را آینه کاری و کاشی کاری کرد و طلاهای منارهها را تجدید کرد. این کار در ۱۲۲۹ ق به اتمام رسید. بیست و شش سال بعد، معتمد الدوله منوچهر خان گرجی، از دولت مردان عصر قاجار، ایوان رواق جنوبی، شرقی و غربی را طلا کاری کرد. در ۱۲۸۲ ق شیخ العراقین، وکیل امیر کبیر، از ثلث ماترک میراث او تعمیراتی در آستان انجام داد و به بازسازی و تذهیب ایوانها و آینه کاری حرم و رواقها و کاشی کاری صحن پرداخت. یک سال بعد، ناصر الدین شاه ضریحی از نقره بر دو قبر ساخت و آن را جایگزین ضریح فولادی عصر صفوی کرد. برخی دیگر از دولت مردان دوره قاجار از جمله فرهاد میرزا، فرزند عباس میرزا، نیز در بازسازی و توسعه حرم نقش داشتند.