ویکی واژه - صفحه 17
- رد قلم
- عقود
- جرم مستوجب مرگ
- اوپن
- افشرده
- موضع اتصال
- گیاه واسطه
- سال شمسی
- مرمت کردن
- گنده بک
- شکستگی مایل
- روش قرصی
- اندرون
- ارزشیابی درونی
- بربسته
- تدفین دوتایی
- پرسش مرجع
- غشم
- طائر
- موروث
- سکسکی
- بیمانع
- پادهرز
- تحزین
- سرشاخ
- سیرنگ
- مخمر نانوایی
- تابع تقاضای هیکسی
- مقمر
- کشندهای خورایستی
- امد
- گذر گرم
- رمبش گرانشی
- عنان باز کشیدن
- افق رویداد
- الکلیهای گمنام
- مظالم کردن
- مکیاز
- رندیدن
- مباح
- خزاب پردرخت
- برفک
- درلنگر
- اَرزان
- موبق
- تحرر
- تذکار
- پازن
- انسانی
- طیبات
- نیروی رزمی
- تردامن
- پشت پا
- حصاة
- ناگاه
- پاشش صوت
- دارماند
- نسبت خالص پروتئین
- نخستوزیر
- آشامه