سغ. [ س َ ] ( اِ ) پوشش و سقف خانه و گنبد و امثال آن. پوشش خانه. ( رشیدی ) ( برهان ). || نوعی از عمارت طولانی و دراز و آن را به عربی ازج خوانند. ( برهان ). نوع عمارت است درازا و خمیده مانند طاق که به عربی ازج گویند. ( رشیدی ) ( آنندراج ). || شغ. سخ. ( از حاشیه ٔبرهان قاطع چ معین ). شاخ گاو. ( برهان ):
ببازی و خنده گرفتن نشست
سغ گاو و دنبال گرگی بدست.فردوسی.|| کام. ( یادداشت مؤلف ). اکنون در تهران و بروجرد و کرمانشاه و گلپایگان و اراک ( سلطان آباد ) به معنی قسمت درونی فک اعلا بکار رود. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
( ~. ) (اِ. ) سوراخ.
( ~. ) (اِ. ) شاخ گاو.
(سَ ) (اِ. ) سقف، سقف خانه، گنبد.
شاخ گاو.
سقف، گنبد، دهان، کام، سقف خانه
( اسم ) سوراخ ثقبه.
سغ، روستایی در دهستان سیاهو بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۳۷۴ نفر ( ۱۲۶ خانوار ) بوده است.
سقف، سقف خانه، گنبد.
شاخ گاو.
سوراخ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین سبب مقبول او شد فتنهای بر شرک کفر زین سبب مقصود او شد سغبهای در راه دین
💡 کجا اسغفرالله مشک و بان این بوی و این نکهت سیه زلفا گمانم آستین پر ضیمران کردی
💡 آن که گر برخوان جودش نه فلک سغدو شود گزلک عزمش کند در یک دم او را چاپار
💡 «ایر» به معنی ایرانی و آریایی و -ته پسوند جمع در زبانهای سغدی، آسی و یغنابی است.
💡 استقلال (ناحیه دیواشتیچ) (پیشتر: ایتورچی) یک منطقهٔ مسکونی در تاجیکستان است که در ولایت سغد واقع شدهاست.