لغت نامه دهخدا
بومره. [ م ُرْ رَ] ( اِخ ) کنیت ابلیس. ( غیاث ) ( آنندراج ):
وین گاوان را بسوی او خواندن
این است همیشه کار بومره.ناصرخسرو.بار که نهد در جهان خر کره را
درس که دهد پارسی بومره را.مولوی.رجوع به ابومره شود.
بومره. [ م ُرْ رَ] ( اِخ ) کنیت ابلیس. ( غیاث ) ( آنندراج ):
وین گاوان را بسوی او خواندن
این است همیشه کار بومره.ناصرخسرو.بار که نهد در جهان خر کره را
درس که دهد پارسی بومره را.مولوی.رجوع به ابومره شود.
(مَ رَّ ) [ ع. ابومرة ] ( اِ. ) ابلیس، شیطان.
ابلیس، شیطان، کنیۀ شیطان.
ابومرة
ابلیس، شیطان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بار کی نهد در جهان خرکره را درس کی دهد پارسی بومره را