«درائیده» صفت مفعولی از مصدر «درائیدن» است و در زبان فارسی به معنای «گفتهشده» یا «بیانگردیده» به کار میرود و دلالت بر امری دارد که از حالت اندیشه یا نیت به صورت لفظی و زبانی تحقق یافته است. این واژه در ساختار دستوری، نشاندهنده حالتی است که فعل «گفتن» یا «سخن گفتن» بر روی آن انجام شده و نتیجه آن بهصورت یک گفته یا بیان تثبیت شده است. از منظر زبانشناسی، «درائیده» میتواند بهعنوان صفتی وصفی برای توصیف جملات، عبارات یا مفاهیمی به کار رود که قبلاً اظهار شدهاند. این اصطلاح در متون ادبی و کهن فارسی بیشتر دیده میشود و بار سبکی خاصی دارد که آن را از واژههای رایجتر متمایز میکند. در کاربرد معنایی، «درائیده» اغلب به سخنی اشاره دارد که بیان آن تحقق یافته و دیگر در حوزه ناگفتهها قرار نمیگیرد. همچنین، این واژه میتواند در تحلیل متون برای اشاره به گفتههای پیشین یا نقلقولهای مطرحشده مورد استفاده قرار گیرد. از نظر بلاغی، بهکارگیری چنین واژهای میتواند به متن حالتی رسمی، ادبی و گاه کهن ببخشد. در برخی موارد، «درائیده» ممکن است بهطور ضمنی بر اهمیت یا تأکید سخن بیانشده نیز دلالت داشته باشد. این واژه در مقایسه با معادلهای امروزی، کمتر در زبان محاوره به کار میرود و بیشتر در نوشتارهای تخصصی یا ادبی دیده میشود.
درائیده
لغت نامه دهخدا
درائیده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از درائیدن. رجوع به درائیدن شود.
فرهنگ فارسی
نعت مفعولی از درائیدن