رعامه
مترادفها
اوباش، توده، عوام، اراذل
متضادها
اشراف، بزرگان
لغت نامه دهخدا
( رعامة ) رعامة. [ رُ م َ ] ( ع اِ ) درختی است.( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رعامة. [ رَ م َ ] ( ع مص ) مصدر به معنی رُعام. ( منتهی الارب ). مصدر به معنی رعام ( سخت لاغر گردیدن و... ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رُعام شود.