رقم زده

لغت نامه دهخدا

رقم زده. [ رَ ق َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نوشته و مکتوب و تحریرشده. ( ناظم الاطباء ). || رسم شده. نقش بسته. منقوش: شکل کعبه.... چنانکه رقم زده یافتیم اینجا نقل کردیم. ( پس صورت کعبه کشیده است در کتاب ). ( مجمل التواریخ و القصص ).
شکل مسجد پیغامبر و منبر وحایط قبر رسول علیه السلام برین نوع رقم زده یافتیم. ( مجمل التواریخ و القصص ).

فرهنگ معین

( ~. زَ دِ ) [ ع - فا. ] (ص مف. ) ۱ - نوشته شده. ۲ - نقاشی شده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - نوشته مکتوب تحریر شده. ۲ - نقاشی شده.

ویکی واژه

نوشته شده.
نقاشی شده.

جمله سازی با رقم زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زینسان رقم زده که بگفتم بدین سفر زینسان زنند بر سفرش بخردان رقم

💡 نقشی ست بی ثبات سخن کش پی هوس کلک زبان رقم زده بر صفحه هواست

💡 سایه را در مواقع تعلیم ضؤ ثانی رقم زده ست حکیم

💡 رهبری سیاسی او در دهه‌های ۴۰ تا۵۰ میلادی بود ولی با شکست در سیاست‌های خاورمیانه‌ای، پایان دوران نخست‌وزیری وی رقم زده شد.

💡 خوشنویسی که این رقم زده بود بر ورق این‌چنین قلم زده بود

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز