فرهنگ معین
(مُ یِ نَ یا نِ ) [ ع. مباینة ] (مص ل. ) جدا شدن.
(مُ یِ نَ یا نِ ) [ ع. مباینة ] (مص ل. ) جدا شدن.
(مصدر ) از یکدیگر جدا شدن با هم مخالف بودن جمع: مباینات.
مباینة
جدا شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عارف چو در مقام شهودست اسیریا در پیش او یکیست وصال و مباینه
💡 از سوی تو موحدی از سوی من مشبهی جانب تو مواصله جانب من مباینه
💡 میان بدر و چهر او بسی بود مباینه از آنکه بدر هر کسی ببیندش معاینه
💡 صوفی تو خرقهپوشی و ما رند جرعهنوش ما بیننا و بینک الا مباینه