لغت نامه دهخدا
خوش فطرت. [ خوَش ْ / خُش ْ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) خوش طینت. خوش سرشت. خوش ذات. نیکونهاد. نیکوسیرت.
خوش فطرت. [ خوَش ْ / خُش ْ ف ِ رَ ] ( ص مرکب ) خوش طینت. خوش سرشت. خوش ذات. نیکونهاد. نیکوسیرت.
خوش طینت خوش سرشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3. داراى فطرت و سرشت درست و سالم، مزاجمعتدل و اندام كامل است، و آلات و ابزار او براى انجام كارهايى كه در شاءن اوست نيرومنداست، كارهايى چون بحث و مناظره در علوم با اهلجدل، و شركت در جنگ با دليران براى برافراشتن سخن خدا و ويران ساختن سخن كفر وطرد دوستان و طرفداران شيطان، تا همه دين از آن خدا باشد گرچه مشركان خوش ندارند. چگونه چنين نباشد و حال آنكه كمال تمام وكامل بر مزاج تام و سالم افاضه مى گردد.