تیره رایی

لغت نامه دهخدا

تیره رایی. [ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) بدرایی وناراستی و نادرستی. بداندیشی و بدفکری:
در این کشور که هست از تیره رایی
سیه کافور و، اعمی روشنائی.نظامی.ز نادانی و تیره رائی که اوست
خلاف افکند در میان دو دوست.سعدی ( بوستان ).رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بد رایی و ناراستی و نادرستی بد اندیشی و بد فکری

جمله سازی با تیره رایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گروهی مرا از حسد دل خراشند که چون روی خویشند از تیره رایی

💡 دوستان را رسد که در ره راز تیره رایی کند برِ غمّاز

💡 خرد را گر نبخشد روشنایی بماند تا ابد در تیره رایی

💡 ز نادانی و تیره رایی که اوست خلاف افکند در میان دو دوست

💡 ای دل تو عظیم تیره رویی وی عقل تو سخت تیره رایی

💡 چو شمع فلک نور از آن روی تافت تو روشن دلی تیره رایی مکن

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز