آسیبدیدن
مترادفها
صدمه دیدن، مجروح شدن
متضادها
سالم بودن، سلامت بودن
فرهنگ فارسی
( آسیب دیدن ) ( مصدر ) دچار صدمه شدن ضرب دیدن آسیب دیدن.
ویکی واژه
(مجاز): دچار صدمه و گزند و آزار شدن. این بازیکن از ناحیه پا آسیب دیده است.
جمله سازی با آسیبدیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در زندگی روزمره، نمونههای گوناگونی از پدیدههای الکتروستاتیکی دیده و تجربه میشوند؛ مانند چسبیدن پوششهای پلاستیکی نازک (مشمع) به دست، انفجار خودبهخود سیلوی غلات، آسیبدیدن قطعات الکترونیکی در اثر تماس با دست، و دستگاه فتوکپی. این پدیدهها، عمدتاً بهدنبال جمعشدن بار الکتریکی بر سطح چیزها در تماس با چیزهای دیگر است.
💡 در شرایطی که به نظر میرسد مسعود و مهتاب [که پزشک است] میتوانند در کشاکش میان مشکلات زندگی به تفاهم برسند، اتفاقی رخ میدهد که زندگی آنها را بیشتر از قبل تحت تأثیر قرار میدهد. مسعود در جریان انجام وظیفه در دل طبیعت به شکارچیهای غیرقانونی شلیک میکند و همین تیراندازی باعث آسیبدیدن یکی از شکارچیها میشود. این شکارچی و مسعود برای عمل جراحی به بیمارستانی منتقل میشوند که مهتاب در آن کار میکند و همین اتفاق باعث شکلگیری قطاری از مشکلات بزرگ برای خانواده فروزش است.
💡 در اثر حادثه تصادف زنجیرهای در بزرگراه اصلی، چندین خودرو به شدت آسیب دیدن و برخی از سرنشینان نیز دچار جراحات بسیار جدی شدند.
💡 اگر از ساختار اصلی ساختمان به درستی محافظت نشود، احتمال آسیب دیدن ستونهای نگهدارنده در اثر زلزلههای احتمالی بسیار زیاد خواهد بود.
💡 بسیاری از اکوسیستمهای حساس محیط زیست در اثر فعالیتهای صنعتی و آلودگیهای ناشی از دود کارخانهها به شدت آسیب دیدن هستند.