انسکاب

مترادف‌ها

ریزش، فوران، جاری شدن

متضادها

جذب

لغت نامه دهخدا

انسکاب. [ اِ س ِ ] ( ع مص ) ریخته شدن آب و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ریخته شدن آب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). ریختن آب. || گریستن بسیار. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ معین

(اِ س ِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) ریختن. ۲ - (مص ل. ) ریخته شدن.

فرهنگ عمید

ریخته شدن، ریخته شدن آب و مانند آن.

ویکی واژه

ریختن.
ریخته شدن.

جمله سازی با انسکاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پشت چون پشت یتیم بی‌پدر در انکسار چشم چون چشم غریب نوسفر ‌در انسکاب

💡 چو سیماب‌ست مه بر کف مفلوج بجز یک شب دگر در انسکابست

💡 او سحاب ساکب فیه جواب و سجال فانسکاب و انصباب و انهمار و انهمال

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران