لغت نامه دهخدا - صفحه 27
- خوز هرج
- چلیپاپرستی
- عجاهنه
- اوهد
- عه
- متهاجی
- قلعه کافخرالدین
- مرقس
- قواتل
- کوزه ٔ فصاد
- مبیت
- موی استر
- تنقطاری
- مفتوحه
- عطأا
- دختر کلو
- ابوالحنبص
- حبرقس
- کهکهه
- ذعلبه
- تخرخر
- ثباش
- ذات رایه
- تصبغ
- فریضه گردیدن
- نانهفتنی
- امه
- ذات الجفوف
- عمران واسطی
- افضل الدین نایق
- خفه گیر کردن
- دین داشتن
- قاسم غباری
- داراکویه
- محرش
- نای بند
- نمد
- قضاقورتکی
- عرش اشیانی
- مرسمه
- انبازیدن
- منشاءه
- عفلاء
- شراح
- کرگ پیکر
- حسکل
- متکول
- نادر افتادن
- رعام
- ابوالغرانیق
- معمول شدن
- گسارنده
- هشت صفات
- وسترک
- مخنب
- پیسله
- سیف الغراب
- الاته
- قنب
- اصلاندوز