محاجات

لغت نامه دهخدا

محاجات. [ م ُ ] ( ع مص ) پرسیدن از کسی چیزی که تا در غلط افکند او را یا چیستان گفتن. ( آنندراج ). محاجاة. رجوع به محاجاة شود.
محاجاة. [ م ُ ] ( ع مص ) حجاء. ( منتهی الارب ). پرسیدن از کسی چیزی را تا در غلط افکند او را. ( منتهی الارب ). فطانت کسی را آزمایش کردن. ( از لسان العرب ). || چیستان گفتن. ( از منتهی الارب ). احجیه گفتن با یکدیگر. تحاجی. حجاء. || با هم کارزار کردن. حجاء. ( از منتهی الارب ). رجوع به حجاء شود.

فرهنگ فارسی

کتابی در علم الاحاجی تالیف علامه جارالله زمخشری. از فضلا و اساتید تفسیر و حدیث اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجری این کتاب وسیله علم الدین سخاوی در کتاب الدیا جی فی تفسیر الاحاجی شرح شده است.
چیستان گفتن

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز