لغت نامه دهخدا
کوس نواختن. [ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) کوس فروکوفتن. ( فرهنگ فارسی معین ) کوس زدن. و رجوع به کوس فروکوفتن و کوس زدن شود.
کوس نواختن. [ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) کوس فروکوفتن. ( فرهنگ فارسی معین ) کوس زدن. و رجوع به کوس فروکوفتن و کوس زدن شود.
( مصدر ) کوس فرو کوفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برخی فعالیتهای ورزشی (مانند شنا) یا موسیقی (مانند نواختن پیانو)، نیاز به استفاده یکسان و فراوان از هر دو دست است.
💡 حسین در جوانی علاقهٔ زیادی به موسیقی کردی داشتهاست، همچنین به دلیل علاقهٔ وافری که به شمشال ساز کردی داشته، طرز نواختن آن را یادمیگیرد. حسین عثمانی، دربارهٔ تولد خود اینگونه میگوید:
💡 مسخضه غمبر زن خوب نواختن دمام با دست بدون چوب است که اکثر صدای دمام غمبر را تشکیل می دهد
💡 این ساز همچنین قادر به نواختن قسمتهای نرم و تغزلی نیز هست
💡 در نگارش فیلم، ترانه بلافاصله پس از «تبدیل پینک به دیکتاتور» آغاز میشود. نسخهٔ فیلم این ترانه به شدت نسبت به نسخهٔ اصلی عوض شده است و از ارکستر برای نواختن آهنگ استفاده کردهاند.
💡 وی کنسرتهایی را در اسپانیا، میلان، ژنو، فرانسه، رم، ایتالیا اجرا کرد؛ و در این کنسرتها استادی و تبحر خود را در نواختن گیتار به همگان اثبات کرد.