لغت نامه دهخدا
بازیلیدس. [ دِ ] ( اِ ) عنوان اشراف شهر اریتره یکی از شهرهای یونان قدیم. ( تمدن قدیم ص 459 ).
بازیلیدس. [ دِ ] ( اِ ) عنوان اشراف شهر اریتره یکی از شهرهای یونان قدیم. ( تمدن قدیم ص 459 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیلیدس به شاگردانِ خود میآموخت که باید خود را وقف دستیابی به معرفت کنند و آنان را به پنج سال سکوت وامیداشت و معتقد بود که از هر هزار نفر، فقط یک تن میتواند سفرِ عرفانی را تکمیل کند و به گنوس برسد.
💡 کارل گوستاو یونگ کتاب «هفتخطابه برای مردگان» را به بازیلیدس نسبت دادهاست. معروف است که بازیلیدس بیست و چهار کتاب در تفسیر انجیل نوشتهاست، و خود نیز انجیلی داشته که آن را «معرفتِ اموریِ فراجهانی» میخواند و بر پایهٔ تعالیم ماتیاس نگاشته شده بود.
💡 بازیلیدس معتقد بود که عیسی در هنگام تعمید در رود اردن به گنوس (=معرفت) دست یافت و نخستین نمونهٔ منوییِ گنوسیان (=عارفان) شد. انسانها به واسطهٔ او از گوهر درونیِ خود، روحِ دربند، آگاه میشوند و با کسب معرفت به بهشت رهسپار خواهند شد.
💡 به نظر بازیلیدس، «خدای جهانآفرین» از وجود «خدای ناشناخته» و از «قلمروی اَبَرکیهانی» ناآگاه است. این غفلت در وجودِ انسانها نیز هست. او معتقد بود که همه چیز از جهانِ پست به اقلیمِ اعلی میگراید، اما برای این گرایش و از میان بردنِ غفلتِ روحِ آدمیان، گنوس باید از آسمان نازل شود. این گنوس بنا به باورِ بازیلیدس، همان انجیل است.
💡 میانِ عقاید عرفانیِ بازیلیدس و عرفانِ بودایی-هندو اشتراکاتی یافتهاند؛ از جمله، روند تکوین جهان و آفریدهشدنِ جهان از هیچ در این آموزهها یکی است.