تیز گامی

لغت نامه دهخدا

تیزگامی. ( حامص مرکب ) تندروی. تیزتگی:
ولی چون کرد حیرت تیزگامی
عنایت بانگ برزد کای نظامی.نظامی.رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تند روی تیز تگی

جمله سازی با تیز گامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به زیر ران هر یک تیز گامی سمند بادپایی، خوشخرامی

💡 چون نخندد بر شتاب ما درنگ دیگران! ما که با این کند سیری تیز گامی می‌کنیم

💡 ای پیر به طبع تیز گامی تو هنوز واندر طلب مراد و کامی تو هنوز

💡 فغان میکرد و میگفت ای گرامی چرا کردی برفتن تیز گامی

💡 عجایب ره نوردی تیز گامی بسی از خواب خوشتر خوشخرامی

💡 ز تیز گامی خنگت نمی زند هرگز بساط ا مکان لاف فراخ میدانی

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز