تمهل. [ ت َ م َهَْ هَُ ] ( ع مص ) درنگ کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیش آمدن در خیر و نیکویی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
(تَ مَ هُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) کاری را به آهستگی انجام دادن، درنگ کردن.
درنگ کردن، کاری را با نرمی و کندی انجام دادن: حزم تو اگر مانع عزم تو نبودی / نه مه بندت در وهم مام تمهل (قاآنی: ۵۱۷ ).
کاری را به آهستگی انجام دادن، درنگ کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی ابو هریرة قال سئل رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم: ایّ الصدقة افضل؟ قال ان تصدق و انت صحیح شحیح تأمل الغنی و تخاف الفقر، و لا تمهل حتی اذا بلغت الحلقوم، قلت لفلان کذا و لفلان کذا و قد کان لفلان.
💡 قم فلاتمهل، فما فیالعمر مهل لا تصعب شربها و الامر سهل
💡 حزم تو اگر مانع عزم تو نبودی نه مه نبدت در رحم مام تمهل