لغت نامه دهخدا - صفحه 336
- بس بر
- شهرخواست
- علی اکبر اصفهانی
- جل چی
- سموئل
- در نثار
- باد کشیدن
- حاکم سمرقندی
- ارفال
- رستم بن شروین
- عجماوان
- وادعی
- پاسنگ
- بنی عباد
- قبض و بسط
- استیراق
- دست فشاندن
- هذریان
- ملیاردر
- درود گفتن
- کژاریدن
- ابهات
- ارام بخشی
- گرازه کشیدن
- تقدم داشتن
- کاشو
- ساری گونی
- انفیه
- تب انگیز
- عزیمه کردن
- ارغینه خاتون
- الفضل للمتقدم
- فرواله
- سیخ کردن
- بالوی
- مساومت
- گوهر گرای
- درویش خان
- ایاه
- طاهر عطار
- متماسح
- غصه ناک شدن
- رسوا گردیدن
- باسکان
- صئبل
- تحذلم
- چلاسی
- مشاش
- غامدی
- گوی ساکن
- چیچرو
- برهرهه
- بشر طبرانی
- پرغامس
- ارسالاووس
- خبردار شدن
- لئون تیاد
- استات
- جوانمرگ شدن
- اوغان