باد کشیدن

لغت نامه دهخدا

باد کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تیز شدن روغن و پنیر و جز آن بعلت مجاورت هوا. فاسد شدن. رجوع به باد و بادغد شدن شود. || رنج و محنت کشیدن. میرمعزی گوید:
تو نوش خوری دایم و بدخواه خورد زهر
تو باده کشی دایم و بدخواه کشد باد.( از آنندراج ).و رجوع به مجموعه مترادفات ص 181 شود.

فرهنگ فارسی

تیز شدن روغن

جمله سازی با باد کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چَنگک (به انگلیسی: Pitchfork) ابزار کشاورزی دسته‌داری است که دسته‌اش معمولاً از جنس چوب است و به دسته بیل و پارو شبیه است که به یک سر آن چهار شاخه نوک تیز معمولاً پولادین که اندکی خمیدگی دارند وصل شده‌است ازاین‌رو روی هم‌رفته به پنجه انسان و چنگال غذاخوری بی‌شباهت نیست (دلیل نام چنگک و انگشته هم همین است). شمار شاخه‌ها ممکن است پنج شاخه و بیشتر داشته باشد اما به همین نام چهارشاخ خوانده می‌شود و برای به باد کشیدن خرمن‌های کوفته بکار رود تا دانه را از کاه جدا گردانند.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز