گوهر گرای
لغت نامه دهخدا
گوهرگرای. [ گ َ / گُو هََ گ َ / گ ِ ] ( نف مرکب ) گراینده ٔگوهر. مایل به گوهر. مؤلف بهار عجم در معنی این کلمه نویسد: هرچند گرایش به معنی میل است لیکن چون میل بر چیز نامقدور نفع ندارد پس گرایش است که همان بسوی مقدور باشد و بنابراین گوهرگرای به معنی حاصل کننده گوهر باشد:
از آن کان گوهرگرای آمدند
چو کیخسروان بازجای آمدند.نظامی.چو ماند این یکی رشته گوهر بجای
دگر ره شد آن رشته گوهرگرای.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - گرایند. گوهر مایل بجواهر. ۲ - حاصل کننده گوهر: ازان کان گوهر گرای آمدند چو کیخسروان باز جای آمدند. ( نظامی )
جمله سازی با گوهر گرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ماند این یکی رشته گوهر بجای دگر ره شد آن رشته گوهر گرای