لغت نامه دهخدا - صفحه 1087
- مفرس
- تندرست کردن
- رهد
- دوالک باختن
- اندجان
- ادهاس
- حسن ایلکانی
- تایچه بندی
- زیبود
- تیز منطق
- برپوس
- متلتخ
- دیر کردن
- عمر عجمی
- هنرنمایی
- طرم باز
- حرف مستعلی مطب
- خجوجی
- پلطار
- کیلینی
- قاضی بغداد
- تخم پاشی
- پشت رو
- اشدان
- دست بازی
- داوودانی
- تخم خوری
- هفتاد کرد
- دشمن داری
- صورت دادن
- غنادب
- امردوئیه
- مبتأس
- اصل النیل
- بروانیا
- خویشتن پروریدن
- صهوه
- اعراص
- یراء
- خیاش
- ذانک
- حریه
- بضابض
- گورمون
- بمواجهه
- شاه بلوطی
- دمکمک
- مصانه
- خیش کار
- جریر البجلی
- متبهر
- راذانات
- بارک
- زنگیدن
- احماق
- عصات
- جلحاءه
- پلووینیه
- پجردن
- معنوی بخارایی