قاضی بغداد
لغت نامه دهخدا
قاضی بغداد. [ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن علی بن محمد، معروف به ابی الشوارب. رجوع به ابن ابی الشوارب شود.
قاضی بغداد. [ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) قوام الدین یوسف شیرازی. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و قوام الدین شود.
فرهنگ فارسی
قوام الدین یوسف شیرازی. رجوع به قاسم الاعلام ترکی و قوام الدین در همین لغت نامه شود.
جمله سازی با قاضی بغداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مدرسه در بخش شرقی بغداد، در ساحل دجله و در میان بازار معروف به سوق الثلاثاء، نزدیک دروازهٔ بابالأزج، پیوسته به مدرسهٔ مرجان در ۱۰۶۲م/ ۴۵۶ق ساخته شد و در سال ۱۰۶۵م/ ۴۵۹ق گشایش یافت.ابن جوزی در المنتظم پس از ذکر تاریخ گشایش این مدرسه، نوشتهاست که «روز شنبه دهم ذیالقعده، عمید ابوسعد قاضی [متولی بنای نظامیه بغداد از سوی نظامالملک] طبقات مختلف مردم را به مدرسهٔ نظامیه که نظامالملک در بغداد برای شافعیان بنا کرده بود فراخواند.»
💡 بعد از قتل جلالالدین، لشکریان مغول به سه دسته تقسیم شدند. یک دسته به غارت دیاربکر و نواحی اطراف رفتند و تا ساحل فرات پیش رفتند. دستهٔ دیگر به طرف شهر بیتلیس (در ترکیه امروزی) رفتند. دستهٔ سوم در سال ۶۲۸ ه.ق بر مراغه تسلط یافتند و سپس به آذربایجان آمده و در اوایل سال ۶۲۹ قصد تصرف تبریز را کردند. مردم تبریز همینکه از نزدیک شدن سپاه مغول اطلاع یافتند با صلاحدید قاضی و رئیس شهر با فرستادن انواع هدایا و قبول پرداخت خراجی گزاف، مانع از خرابی شهر و قتلعام مردم شهر شدند. در این حملات، مغولان چون از حملات متقابل جلالالدین، آسودهخاطر بودند و مردم نیز از همه جهت دچار رعب و وحشت فوقالعاده گردیده بودند، بدون هرگونه مانعی به تسخیر نواحی باقیمانده پرداختند و تا حوالی بغداد پیش راندند. طی این حملات نیز به غیر از نواحی فارس و کرمان که امرای آن اتابکان فارس و قراختاییان کرمان از خراجگزاران مغولان بودند، به قدری خرابی و کشتار کردند که دیگر هیچکس قدرت جنگ با مغولان را نداشت.