بضابض
مترادفها
ضابط، افسر
لغت نامه دهخدا
بضابض. [ ب ُ ب ِ ] ( ع ص ) رجل بضابض؛ مرد قوی و توانا.( ناظم الاطباء ). رجل بضابض؛ مرد قوی. ( منتهی الارب ).
ضابط، افسر
بضابض. [ ب ُ ب ِ ] ( ع ص ) رجل بضابض؛ مرد قوی و توانا.( ناظم الاطباء ). رجل بضابض؛ مرد قوی. ( منتهی الارب ).