لغت نامه دهخدا
تخم خوری. [ ت ُ خوَ / خ ُ ]( اِ مرکب ) تخم مرغ خوری. ظرفی که تخم مرغ نیم پخته و یا خام را در آن گذارند.
تخم خوری. [ ت ُ خوَ / خ ُ ]( اِ مرکب ) تخم مرغ خوری. ظرفی که تخم مرغ نیم پخته و یا خام را در آن گذارند.
ظرفی که تخم مرغ نیم پخته و یا خام را در آن گذارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندارد کسی با تو این داوری ز تخم پراکند خود بر خوری