برای دیدن
به قصدِ دیدن، برای مشاهده کردن یا ملاقات. این عبارت هدفِ رفتن، انجام کار یا توجه را نشان میدهد. نمونه: «رفتم برای دیدن دوست قدیمیام.»
مترادفها
جهت مشاهده، به منظور دیدن
جمله سازی با برای دیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از گردشگران از کشورهای مختلف به این شهر تاریخی میآیند تا برای دیدن آثار باستانی و بناهای دوران باستان، وقت زیادی را صرف کنند.
💡 او تمام تلاش خود را به کار گرفت تا برای دیدن منظره زیبای غروب خورشید بر فراز کوهها، زودتر از بقیه به بالای قله برسد.
💡 دانشآموزان کلاس هنر به موزه ملی رفتند تا برای دیدن نقاشیهای اصیل و آثار هنری برجسته، از نزدیک با هنر کلاسیک آشنایی بیشتری پیدا کنند.