سكن

سكن

به معنی آرامش و جای گرفتن

واژه سکن در اصل از زبان عربی گرفته شده و به معنای «آرمیدن»، «جای گرفتن» یا «ساکن شدن» است. این واژه ریشه در فعل «سَکَنَ» دارد که به معنی آرام گرفتن و قرار یافتن می‌باشد. در فارسی نیز وقتی گفته می‌شود «در جایی ساکن شد»، یعنی در آن مکان اقامت کرده و آرام گرفته است. بنابراین، این کلمه به مفهومی از آرامش، توقف و ثبات اشاره دارد.

به معنای آرامگاه و مایه‌ی انس

در معنایی دیگر، سکن به هر چیزی گفته می‌شود که انسان به وسیله آن آرامش و انس پیدا کند. این معنا می‌تواند شامل خانه، خانواده، یا حتی احساسات درونی مانند محبت و امنیت باشد. در متون ادبی، این واژه گاهی به «آرامگاه» یا «جای باشش» تعبیر شده و گاه نماد دل‌آرامی یا پناه انسان از رنج‌ها و سختی‌هاست.

به معنی قوت، خوراک و زندگی روزمره

یکی دیگر از معانی این کلمه در فرهنگ‌های لغت، «قوت» یا «خورش» است؛ یعنی آنچه که مایه‌ی دوام و بقای زندگی انسان می‌شود. در برخی منابع، جمع این واژه «اَسکان» آمده است. این معنا نشان می‌دهد که سکن نه‌تنها به آرامش و اقامت، بلکه به نیازهای مادی و اساسی انسان برای زندگی نیز اشاره دارد؛ همان چیزهایی که او را در زندگی پایدار و استوار نگه می‌دارند.

لغت نامه دهخدا

سکن. [ س َ ک َ ] ( ع مص ) مسکین شدن. ( منتهی الارب ).
سکن. [ س َ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ ساکن. باشندگان خانه. || قوت و خورش. ( منتهی الارب ).
سکن.[ س َ ک َ ] ( ع اِ ) جای گرفتگی و باشش ( اسم است سکون را ). ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آرامگاه. ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58 ):
توشه ای نی که آن دهد قوتم
گوشه ای نی که آن بود سکنم.سیدحسن غزنوی. || آرامش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ):
تا قیام الساعة در اقبال و در دولت بود
هرکه اندر سایه من ساعتی گیرد سکن.سوزنی.|| آتش. || هرچه به وی مرد آرام گیرد چون زن و فرزند و جز آن. || رحمت و برکت. ( منتهی الارب )( آنندراج ). || دلارام. ( مهذب الاسماء ). || ( مص ) آرمیدن. || درویش و محتاج گردیدن. || ضعیف شدن. || جای گرفتن در خانه خود. ( منتهی الارب ). در سرای نشستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || جای باش گردانیدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(سَ کَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) جای گرفتن. ۲ - آرمیدن. ۳ - (اِ. ) آن چه که به آن انس گیرند و آرامش پیدا کنند.
(سَ ) [ ع. ] (اِ. ) قوت، خورش، ج. اَسکان.

فرهنگ عمید

۱. آرمیدن.
۲. جای گرفتن در خانه، ساکن شدن.
۳. (اسم ) آنچه به آن انس گیرند و آرامش پیدا کنند.
۴. آرامش.

فرهنگ فارسی

آرمیدن، جای گرفتن درخانه، ساکن شدن
( اسم ) قوت خورش جمع: اسکان.
جای گرفتگی و با شش آرامگاه یا آرامش یا آتش.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی سَکَنَ: آرام گرفته - ساکن شده
معنی سَکَنٌ: هر چیزی است که انسان به وسیله آن سکونت و آرامش یابد
ریشه کلمه:
سکن (۶۹ بار)
منظور از «سکن» سکونت به معنای توقف و قرار گرفتن در چیزی است، خواه آن موجود در حال حرکت باشد، یا سکون مثلاً می گوئیم: ما در فلان شهر ساکن هستیم یعنی در آنجا استقرار یافته و توقف داریم، اعم از این که در خیابان های شهر در حال حرکت باشیم یا در حال سکون.
این احتمال نیز در آیه وجود دارد که: «سکون» در اینجا فقط مقابل حرکت باشد و از آنجا که این دو، از امور نسبی هستند ذکر یکی ما را از دیگری بی نیاز می کند.

ویکی واژه

قوت، خورش؛
اَسکان.
جای گرفتن.
آرمیدن.
آن چه که به آن انس گیرند و آرامش پیدا کنند.

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز