لغت نامه دهخدا
تیزمنطق. [ م َ طِ ] ( ص مرکب ) قوی منطق. گویا در سخن. || برنده. نافذ در وصف شمشیر:
هندی او آدمی خور همچو زنگی در مصاف
مصری او تیزمنطق چون عرابی درسخا.خاقانی.
تیزمنطق. [ م َ طِ ] ( ص مرکب ) قوی منطق. گویا در سخن. || برنده. نافذ در وصف شمشیر:
هندی او آدمی خور همچو زنگی در مصاف
مصری او تیزمنطق چون عرابی درسخا.خاقانی.
قوی منطق گویا در سخن برنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروغی را مگر گویا کند آن منطق شیرین وگرنه هیچ نتواند ثنای پادشا کردن
💡 و من با منطق خودشان به آنها جواب دادم: آخر اين براى منپول مى فرستد تا من درس بخوانم !
💡 اين آن چيزى است كه از تواريخ مربوط به پيدايش مسلك بتپرستى و منطق بتپرستان وستارهپرستان استفاده مى شود.
💡 از منطق و حکمت نگشاید اثر شوق اینها همه آرایش افسانهٔ عشق است
💡 در میچکد ز منطق سعدی به جای شعر گر سیم داشتی بنوشتی به زر سخن
💡 طوطی به منطق تو ندارد زبان بحث با آنکه هست از همه شیرین کلامتر