واژه «تَرْهَقُهَا» فعلی عربی از ریشه «رَهَقَ» است که در زبان عربی و در کاربردهای قرآنی، به معنای پوشاندن، فرا گرفتن، احاطه کردن و دربر گرفتن چیزی به صورت کامل به کار میرود. این واژه معمولاً زمانی استفاده میشود که یک حالت یا یک چیز به گونهای بر چیزی دیگر مسلط شود که آن را کاملاً بپوشاند یا در خود فرو بگیرد. از نظر معنایی، «رَهَق» در اصل به معنای نزدیک شدن همراه با نوعی فشار، زور یا غلبه نیز آمده است و از همین رو «ارهاق» به معنای تحمیل کردن، به زحمت انداختن یا تکلیف سخت بر کسی قرار دادن نیز به کار میرود. در ساختار «تَرْهَقُهَا»، ضمیر «ها» به یک شیء یا حالت اشاره دارد که مورد پوشش یا احاطه قرار میگیرد و فعل نشاندهنده اثرگذاری شدید و مستقیم بر آن است. این واژه در قرآن کریم، بهویژه در آیه ۴۱ سوره عبس، در ترکیب «تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ» آمده است که در آن از چهرههایی سخن گفته میشود که غبار و تیرگی آنها را فرا میگیرد. در این کاربرد، «ترهقها» به معنای پوشانده شدن کامل چهرهها توسط غبار تیره و سیاهی است که نشاندهنده اندوه، سختی یا عذاب میباشد. مفسران قرآن این واژه را به معنای احاطه کامل و تسلط یک حالت ناخوشایند بر ظاهر انسان تفسیر کردهاند که هیچ بخشی از آن را بدون اثر باقی نمیگذارد. از نظر لغوی، این فعل دارای بار معنایی شدت و فشار است و صرفاً به معنای پوشش ساده نیست، بلکه نوعی غلبه و تسلط همراه با سختی را نیز در خود دارد. به همین دلیل در ترجمههای فارسی، معمولاً «آن را فرا میگیرد»، «آن را میپوشاند» یا «بر آن احاطه مییابد» برای آن به کار میرود. بنابراین، «تَرْهَقُهَا» واژهای قرآنی و فصیح است که مفهوم اصلی آن احاطه کامل، پوشاندن و فرا گرفتن چیزی به صورت شدید و مؤثر میباشد.
ترهقها
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَرْهَقُهَا: آن را فرا می گیرد(رهق به معنای احاطه و تسلط یافتن به زور است، و ارهاق به معنای تکلیف کردن است )
ریشه کلمه:
رهق (۱۰ بار)ها (۱۳۹۹ بار)
پوشاندن. رسیدن. مثلا گوئیم ذلّت او را پوشید و فقز به او رسید. طبرسی ذیل آیه 27 یونس گوید: رهق لا حق شدن امر است «راهق الغلام» یعنی پسر به مردان لا حق شد «رهقه فی الحرب» او را در جنگ درک مرد. راغب آن را پوشاندن از روی قهر و صحاح مطلق پوشاندن گفته است. ولی قاموس پوشاندن و رسیدن و نزدیک شدن است. نا گفته نماند پوشاندن با رسیدن توأم است و پوشاندن بدون رسیدن غیرممکن است گرچه رسیدن ممکن است گاهی توأم باپوشاندن نباشد در بعضی از آیات پوشاندن و در بعضی رسیدن مناسباست بعضی چهرهها در آن روز کدر و غبارآلود است و سیاهی آن را فرا گرفته و پوشانده است.. کدورت و تیرگی و ذلت چهره آنها را نمیپوشاند و یا به چهره آنها نمیرسد..در کار من بر من سختی نرسان بر من سخت مگیر. ترسیدیم که به آنها کفر و طغیان برساند و وادار به کفر نماید. در این دو آیه (رساندن) بهتر است گرچه پوشاندن نیز درست است. در نهج البلاغه خطبه 181 آمده «یُوشِکُ اَنْ یَنْقَطِعَ بِهِمُ الْاَمَلُ وَ یَرْهَقَهُمُ الْاَجَلُ» که ظاهراً به معنی رسیدن است. باید دانست رهق لازم و متعدی هر دو آمده است. * او را بعقبه سختی میرسانم. صعود در مفردات و اقرب عقبه سخت معنی شده است. *. رهق به فتح (ر - ه) هم مصدر آمده و هم اسم. و در صورت دوم معنی آن تحمل ملا یطاق است (اقرب) قاموس نیز آن را از جمله معانی این کلمه شمرده است علی هذا ظاهراً مراد از آن در آیه ظلم است چنانکه صحاح آن را ظلم گفته است یعنی هر که به پروردگارش تسلیم شود از نقصان و ظلم نمیترسد زیرا این دو بار نخواهد رسید مثل. و شاید مراد از آن در آیه خفّت و خواری باشد چنانکه در قاموس و اقرب هست. * ظاهراً مراد از رهق طغیان و سفاهت و گمراهی است چنانکه در مجمع و صحاح و قاموس است به نظر میآید: اطلاق رهق به این چیزها از برای آن است که به شخص لاحق میشود و یا او را میپوشانند. یعنی مردانی از انس به مردانی از جنّ پناه میبردند. جنّ در اثر این پناه بردن به آنهاسفاهت و گمراهی افزودند.
جمله سازی با ترهقها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به قرينه ى آياتى همچون: (وجوه يومئذٍ عليها غبرة. ترهقها قترة.اولئك هم الكفرة الفجرة )(403) و آيه ى (فامّا الّذينَ اسودّت وجوههم اءكفرتمبعد ايمانكم )(404) مى توان گفت كه در اين آيه جمله ى (اُغشيت وجوههم قطعاً منالليل ) نظر به كفّار دارد.